کانون یوگا
Kanoon Yoga
بخش فرهنگى > نشريات > از بيگانگى تا يگانگى

از بیگانگی تا یگانگی

مراحل حرکت و رشد دو ماهی که معرف عقل و احساسات انسانند و نمی توانند وضعیت موجود خود را که از بی تفاوتی، جمود و بیگانگی نسبت به خود و محیط حاکی است، تحمل کنند.
(1) مرحله اول (Tamas)
بی تفاوتی و جمود و رخوت
انسان در این حالت نمیداند میل دارد یا بی میل است، تحت تاثیر است یا جامد و راکد، با انگیزه یا افسرده است. او در حقیقت، سرشار از میل و در خواست های بی پایان نسبت به خود و محیط اطراف خویش است، اما آن قدر بی تفاوت و افسرده است که از وجود و میزان امیال بی حد و حصر خود آگاه نیست. او به تمام معنی افسرده و بی انگیزه است اما ممکن است دیگران حالت او را آرامش تلقی کنند. او در این حالت، وابستگی شدیدی به احساس راحت طلبی منجمد و فسیل گونه خود دارد و راه نجات از این زندان رخوت و جمود را به راستی نمی داند. ولی، کلید رهایی او، تنها در چشم پوشی کردن از این احساس امنیت کاذب است.
(2) مرحله دوم (Rajas)
هیجان و خواسته ها
پوسته ضخیم، سنگین و نفوذ ناپذیر رخوت و انجماد، در این حالت شکافته شده و انرژی و هیجان محبوس درونی به بیرون فوران می کند تمامی نیروها و هیجاناتی که مدت ها زندانی و متراکم بودند اکنون با مطالبه حق و حقوق دریافت نشده گذشته، با لباس خشونت و ستیزه آشکار می شوند. حرکت و تلاش انسان در این مرحله، تنها برای حفظ بقای نفس است، و نیروی حیات (پرانا) به شکل خشم، تنفر، انتقام جویی و جنگ و ستیز در همین راستا ظاهر می شوند. اما اگر فرد، وابسته به حالات و دریافت خود نباشد، این جایگاه ناپایدار بوده، و از آن نیز می گذرد.
(3) مرحله سوم (Rajas)
باز هم هیجان و خواسته ها
ادامه بروز هیجانات و درخواست ها، به شکل گریز از واقعیت آشکار می شود. بازتاب خشم و خشونت، به صورت فرار از دنیای بیرون در زندگی فرد نمایان می شود. این حالات از دیدگاه غالب افراد افسردگی تلقی شده و خود به خود به گوشه گیری، انزوا و عنادورزی با خود منجر می شود. اما انسان پویا و پذیرا، وضعیت موجود را همانند پایگرد پلکانی برای تامل و استراحت می بیند تا به حرکت های تند گذشته خود نگرشی تازه داشته باشد. برای چنین فردی، حالتی که فرد بدبین و منفی نگر گوشه گیری و افسردگی می نامد، فضایی در خور تحلیل و بررسی و بازنگری به خویشتن است. عرفا همین مرحله را در سال های کشمکش و ستیز درونی، با افکار، ایده ها و ساختارهای جدید مبتنی بر جهان بینی نوین تجربه می کردند. آنها در مسیر تحولات خویش، هنگامی که توانایی درک و پذیرش تعالیم و دیدگاه های پیر خود را نداشتند، پس از عبور از آن، مدت زمانی نیازمند فضایی بودند تا دریافت های تازه خود را هضم و جذب نهادی و معنوی کنند.
(4) مرحله چهارم (Satva)
خوبی و نیکی، آرامش و پذیرش، دوستی و ره یافت
این مرتبه همانند گل شکفته شده ای است که در زمین تنهایی پویا* ریشه دارد. آنکه از بحران های واقعی زندگی نمی گریزد و مراحل حل کردن و کنار آمدن با مشکلات را پذیرفته و در عمل نیز تجربه می کند، سرانجام از اقیانوس متلاطم زندگی، مروارید آرامش، نیکی، دوستی با خود و دیگران را صید می کند. احساس آرامش درونی، لذت و پذیرش از ویژگی های این فضا است. شخص می تواند تا پایان عمر خویش در این حوزه به سر برد و لذت و شعف و سایر دستاوردهای خود را به دیگران نیز عرضه کند، اما پویش کسی که همواره در پی مکان واقعی و انطباق خویش با لحظه موجود است، به همین جا ختم نخواهد شد، چرا که او هنوز در جایگاه دوگانگی قرار دارد. در پس این فضای سرشار از نیکی و آرامش، حریف قدرتمندی از جنسی کاملا متمایز، در انتظار نشسته است. به بیانی دیگر این جایگاه هنوز کارما** داشته و فرد پویا و هوشیار، تسلیم و دلبسته آن نخواهد شد.

* تنهایی پویا: فضایی بر خلاف انزوا و گوشه گیری راکد
** کارما (Karma): عکس العمل یک عمل
(5) مرحله پنجم (Kundalini – Shakti)
بیدار شدن طبیعت اصلی، مادر درون
بزرگ ترین پاک کننده هستی درون، از خواب کهنه خود بیدار می شود و همانند پمپی پرقدرت، بنیادی ترین اندوخته های گذشته کهن را از ریشه و پایین به سطح و فضای خروج، بالا می آورد. مادر درون اگر چه نمی داند چه محتویاتی را به بیرون پرتاب می کند، ولی نیک می داند که کالبد مادی و معنوی را باید از هرآنچه، در آن موجود است، تهی کند. سنگین ترین رسوبات دیرینه، که نوع انسان در خود دارد، اکنون با قدرت و گاه با خشونت و بی رحمی در حال کنده شدن است. این رسوبات، همان ریشه شخصیت های بشری و ارزش های مادی اند، اما کسی که در مسیر رشد و پالایش قرار دارد، باید از اساسی ترین وابستگی خود (نفس – ego) نیز رهایی یابد. گسستن از این وابستگی عظیم، به آسانی و بدون هزینه میسر نمی شود. نفس مقابل آن پاک کننده عظیم کیهانی (Shakti) از خود دفاع می کند و جدال بزرگ فرشته و اهریمن در می گیرد. زیرا نفس یا اهریمن نیک می داند که اگر آن طبیعت واقعی جاری شود، او دیگر جایی ندارد. این بزرگ ترین و نهایی ترین پویش یک عاشق است. گذر کردن از این سلسله جبال صعب العبور درون، تنها با نیروی عشق امکان پذیر است. اصلی ترین ستون زندگی در این گذار (هویت، نفس، شخصیت زمینی، من) در حال از میان رفتن است، برای تحقق چنین تحول شگرفی، قدرتی همانند قدرت ذره، شهامتی چون آذرخش و سرعتی فراتر از نور لازم است. جایی که از هرگونه حسابگری و قیاس ورزی تهی است، تنها جایگاه عشق از چنین کیفیت و تمامیتی برخوردار است.
(6) مرحله ششم ( Samadhi)
فنا فی الله، یکی شدن، وحدت، یگانگی، خالی و مانند کل شدن
این جایگاه در قالب معانی و مفاهیم بشری نمی گنجد. اما در حیطه تعاریف، فنای فردیت، محو کامل در ذات هستی و جزیی از کل شدن است. بازگشتن نی بریده شده مولوی به نیستان، بلعیده شدن توسط عقاب بزرگ پیر سرخ پوست (دون خوان)، پیوستن قطره روح فرد به اقیانوس هستی یوگی ها، رفتن به جام جهان بین حافظ و قرار داشتن در قله هرم دم خیام است.

رقص لحظه به لحظه با موسیقی همیشه در حال نوازش کائنات، خود را از یاد بردن و با تمام اعمال هستی یکی شدن است. تجربه بودن با تمامی لحظات واقعی و پرشور زندگی است.

تجربه بودن در لحظه است.
تجربه بودن است.
این مرتبه،
تنها
بودن است.

 
طرح و تالیف : مسعود مهدوی پور
تمامی حقوق این سایت متعلق به کانون یوگاست و هرگونه استفاده از مطالب و تصاویر فقط با اجازه کتبی و رسمی از کانون یوگا میسر است. در غیر اینصورت پیگرد قانونی دارد.